تعریف کارایی و اثربخشی و تفاوت آنها

کمتر واژه‌هایی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی کارایی و اثربخشی در میان مدیران و در جلسات مدیریتی رایج باشند.

تفاوت کارایی و اثربخشی نیز عموماً چیزی است که در نخستین ساعت‌های آموزش مدیریت، به هر یک از ما می‌آموزند.

اما با توجه به کاربرد گسترده‌ی این دو مفهوم  و اینکه حتی خیلی وقت‌ها عادت کرده‌ایم برای ایجاد وزن و ساختن قافیه در جملات خود، این دو کلمه راکنار هم به کار ببریم، به صورت خیلی کوتاه تعریف کارایی و تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی را مرور می‌کنیم.

تعریف اثربخشی (Effectiveness):

میزانی كه فعالیتهای برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده بدست آمده است.

مطابق تعریف فوق هرگاه صحبت از برنامه ریزی و یا زمان شد باید بدنبال تعریف اثربخشی باشیم. بعنوان مثال شاخص برنامه تولید، تحویل به موقع و …

تعریف عامیانه تر اثربخشی: کار را به درستی تعریف کنیم.

تعریف کارایی (Efficiency):

رابطه میان نتایج بدست آمده با منابع استفاده شده.

براساس این تعریف زمانی که صحبت از منابع مانند پول یا منابع انسانی  پیش می آید، صحبت از کارایی است، بعنوان مثال شاخص سود، کاهش هزینه های تولید، نسبت نیروی انسانی به تولید و ….

تعریف عامیانه تر کارایی : کار را به درستی انجام دهیم.

اما سوال اینجاست که کدام یک بهتر هستند، آیا باید بدنبال کارایی بود یا اثربخشی؟

سازمان های پیشرو همواره توجه ویژه ای به هر دو شاخص اثربخشی و کارایی دارند و سعی می کنند در سازمان هر دوشاخص اندازه گیری شود. زمانی می توانیم بگوییم بهره وری سازمانی در حد مطلوبی است که هر دو شاخص اثربخشی و کارایی در حد مطلوب باشد.

همانطور که در تعاریف عامیانه گفتیم زمانی کاری صحیح است که هم درست تعریف شود و هم درست انجام شود. شاید شما هم شنیده باشید که فردی که بصورت حرفه ای دزدی می کند ،کارایی بالایی دارد ، چرا که کارش را بدرستی انجام می دهد، اما چون کار را بدرستی تعریف نکرده است ، اثربخشی مناسبی ندارد.

این موضوع را می توان در تصویر زیر نیز مشاهده کرد.

شاخصهای بهره وری

به طورکلی شاخصهای بهره وری را می توان به 2 گروه تقسیم نمود :

1- شاخصهای کارایی (عمومی و اختصاصی )

2- شاخصهای اثر بخشی

شاخصهای کارایی که به اشتباه به عنوان شاخص های بهره وری مصطلح شده اند نسبت ستانده به نهاده می باشند که افزایش آنها نشان از بهبود است . این شاخصها نیز به دو دسته تقسیم می شوند:

الف- شاخصهای کارایی عمومی         ب- شاخصهای کارایی اختصاصی

 شاخصهای کارایی عمومی

این شاخصها عموماً با الهام از مفاهیم اقتصاد کلان تعریف شده اند که به دو دسته جزئی و کل عوامل تولید دسته بندی می شوند که ویژگی  این شاخصها به گونه ای است که بامحاسبه آنها میتوان بررسی های تطبیقی در واحد اقتصادی طبقه ، گروه فعالیت بخش و قسمت اقتصادی را انجام داد.

از مهمترین شاخصهای کارایی عمومی شاخصهای بهره وری نیروی کار، بهره وری سرمایه، بهره وری هزینه شاغلین و بهره وری انرژی را می توان نام برد که از تقسیم ارزش افزوده به عنوان یک ستانده به یک نهاده بدست می آید.

 شاخص های اثربخشی

همانگونه که اشاره شد شاخصهای کارایی قسمتی از مفهوم بهره وری یعنی «انجام درست کارها» را القاء می کند اما انجام درست کارهای نادرست تفاوتی با انجام نادرست کارهای درست ندارد. حالت مطلوب «انجام درست کارهای درست» است که مفهوم بهره وری است.

از شاخص های اثربخشی می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • میزان رضایت مشتریان
  •  میزان تاثیر خدمات بر محیط زیست
  • میزان تسهیل امور جاری جامعه
  • میزان رضایت کارکنان
  •  میزان دسترسی مردم به خدمات
  •  میزان اعتماد مشتریان
  • میزان قابلیت اعتماد

 

تفاوت کارایی و اثربخشی

با توجه به تعاریف فوق ،صحبت کردن از تفاوت کارایی و اثر بخشی چندان منطقی نیست.

چون این دو مفهوم اساسا ًاز یک جنس نیستند.

با این حال ، دو نکته در این حوزه ، معمولاً مورد توجه نویسندگان حوزه مدیریت قرار می‌گیرد :

نکته اول اینکه عموما ًکارایی به صورت عدد ی قابل سنجش یا ارزیابی  (یا لااقل قابل تصور ) است.

اما اثر بخشی مفهومی کیفی است و به سادگی نمی‌توان آن را به عدد تبدیل کرد .

نکته دوم اینکه معمولا ًدر تعریف بهره وری  (Productivity)  می‌گویند بهره وری ،حاصل جمع کارایی واثر بخشی است.

قاعدتا ًاین دو پارامتر از یک جنس نیستند و با چنین تعریفی ، بهره وری بیشتر شبیه جمع کرد ن وزن و قد یک نفر و اعلام آنها بهعنوان یک شاخص است!

اما به هر حال ، می‌توان مفهوم کلی بهره وری را بر اساس همین تعریف نادرست درک کرد.

زمانی که از افزایش بهره وری سخن می‌گوییم ، در تلاش هستیم که هم درحوزه کارایی و هم در حوزه اثربخشی ، بهبود هایی را ایجاد کنیم.

Leave a Comment